فرهنگ آریانپور
شدن - بسته -
#۱۲۵٬۹۶۶
shut
(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود
closure
خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن
set in
بسته شدن (شیر و غیره)، شروع کردن
shut down
تعطیل کردن، تعطیل شدن، بستن، بسته شدن، تعطیل