فرهنگ آریانپور
شدن - باعث -
#۱۲۵٬۹۵۲
make
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه
author
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن
occasion
موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن
draw on
نزدیک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن، عهده کسى برات کشیدن