فرهنگ آریان‌پور

شدن - باعث -

#۱۲۵٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

make

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه

۲

author

منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن

۳

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۴

draw on

نزدیک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن، عهده کسى برات کشیدن