فرهنگ آریان‌پور

شدن - باز -

#۱۲۵٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۲

unroll

باز کردن (توپ پارچه وطومار و غیره)، باز شدن

۳

unlatch

چفت را باز کردن، قفل را باز کردن، باز شدن

۴

uncouple

جدا کردن، رها کردن، از قلاده باز کردن، از حالت زوجى خارج کردن، باز شدن