فرهنگ آریانپور
شدن - انبوه -
#۱۲۵٬۹۴۰
congest
انبوه شدن، متراکم کردن، گرفته کردن
overcrowd
انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن
flocculate
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده