فرهنگ آریان‌پور

شدن - انبوه -

#۱۲۵٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

congest

انبوه شدن، متراکم کردن، گرفته کردن

۲

overcrowd

انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن

۳

flocculate

قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده