فرهنگ آریان‌پور

شدن - اغاز -

#۱۲۵٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dawn

فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن

۲

begin

(past: began ; past participle: begun) ـ آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن