فرهنگ آریان‌پور

شدت

#۱۲۵٬۸۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

intensity

شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت

۲

vehemence

شدت، حرارت، تندى، غیظ و غضب، غضب شدید

۳

stringency

شدت، کسادى، سختگیرى، تند و تیزى

۴

fury

غضب، غیظ، هیجان شدید و تند، خشم، درنده خویى، روح انتقام، آشوب، اضطراب، شدت

۵

acrasy

(پزشکى) بى اعتدالى در مصرف مشروبات الکلى و غیره، شدت، تندى

۶

duress

سختى، سفتى، محکمى، شدت، رفتار خشن و تند، اکراه، اجبار

۷

gravity

سنگینى، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، وقار، اهمیت، شدت، جدیت، دشوارى وضع

۸

tensity

قوه کشش، سفتى، شدت، وخامت

۹

acrimony

تندى، شدت، رنجش

۱۰

severity

سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت

۱۱

violence

خشونت، تندى، سختى، شدت، زور، غصب، اشتلم، بى حرمتى

۱۲

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت

۱۳

acuteness

تیزى، زیرکى، ذکاوت، (پزشکى) حدت یا شدت (مرض)

۱۴

inclemency

سختى، شدت، بى اعتدالى، فقدان ملایمت، بى رحمى، سنگدلى

۱۵

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۱۶

depth

ژرفا، عمق، قعر، گودى واژه هاى شامل