فرهنگ آریانپور
شخم زدن
#۱۲۵٬۸۰۸
plow
خیش، گاو آهن، شخم، ماشین برف پاک کن، شخم کردن، شیار کردن، شخم زدن، با سختى جلو رفتن، برف روفتن (plough) ـ
furrow
زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن
plough
خیش، گاو آهن، شخم، ماشین برف پاک کن، شخم کردن، شیار کردن، شخم زدن، با سختى جلو رفتن، برف روفتن (plow)
husband
شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن