فرهنگ آریانپور
شخصیت
#۱۲۵٬۷۶۶
being
زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش
selfdom
جوهر نفس، شخصیت، فردیت، خودیت
identity
هویت، همانى، اتحاد، شخصیت، اصلیت، شناسایى، عینیت
selfhood
خویشتن، فردیت، شخصیت، خودپسندى، خودیت
character
دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت
personage
شخص برجسته، شخصیت، بازیگران داستان
individuality
فردیت، شخصیت، وجود فردى
amour propre
(self esteem =) ـ عزت نفس، شخصیت
self
(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان
fiber
(fibre =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر آثار ادبی
heart
قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل
presence
پیشگاه، پیش، درنظر مجسم کننده، وقوع و تکرار، حضور
complexion
رنگ زدن، رنگ چهره، رنگ، بشره، چرده