فرهنگ آریانپور
اغاز شدن
#۱۲٬۵۶۵
dawn
فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن
begin
(past: began ; past participle: begun) ـ آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن
originate
سرچشمه گرفتن، موجب شدن، ناشى شدن، آغاز شدن یا کردن
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
commence
آغاز کردن، شروع کردن