شخص
#۱۲۵٬۵۱۲
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل
individual
شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد
man
مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى
one
یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک
cove
خلیج کوچک، خور، پناهگاه ساحلى دامنه کوه، (زبان عامیانه) یارو، شخص، آدم
fellow
مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو
figure
شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر
gazabo
(guy، fellow) شخص، فرد
specimen
نمونه، مسطوره، فرد، شخص
man jack
(در گویش) نفر، شخص، فرد
baby
بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن baby خودمانی
body
جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن
party
قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن
number
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن دستور زبان