فرهنگ آریان‌پور

شخص

#۱۲۵٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

person

شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل

۲

individual

شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد

۳

man

مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى

۴

one

یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک

۵

cove

خلیج کوچک، خور، پناهگاه ساحلى دامنه کوه، (زبان عامیانه) یارو، شخص، آدم

۶

fellow

مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو

۷

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۸

gazabo

(guy، fellow) شخص، فرد

۹

specimen

نمونه، مسطوره، فرد، شخص

۱۰

man jack

(در گویش) نفر، شخص، فرد

۱۱

baby

بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن baby خودمانی‌

۱۲

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۱۳

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۱۴

number

کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن دستور زبان‌