اغاز
#۱۲٬۵۵۱
inception
آغاز، شروع، درجه گیرى، اصل، اکتساب، دریافت، بستن نطفه
commencement
آغاز، جشن فارغ التحصیلى
dawn
فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن
alpha
حرف اول الفباى یونانى، آغاز، شروع، ستاره ى اول
birth
زایش، تولد، پیدایش، آغاز، زاد، آغاز کردن، زادن
aurora
سپیده دم، فجر، سرخى شفق، آغاز
instep
پشت پا، پاشنه جوراب یا کفش، رویه، آغاز
getaway
(get away =) ـ آغاز، گریز، فرار، برگ، دور شو، گمشو
leadoff
عازم شدن، عزیمت کردن، رهبرى کردن، رهبرى، آغاز، ضربت
entrance
مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن
exordium
دیباچه، سرآغاز، مقدمه، سردفتر، آغاز، اول هر چیزى
beginning
(past: began ; past participle: begun) ـ آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن
initation
ورود بعضویت، آغاز
authorship
تالیف و تصنیف، نویسندگى، احداث، ایجاد، ابداع، ابتکار، اصل، آغاز
get away
(getaway =) ـ آغاز، گریز، فرار، برگ، دور شو، گم شو
jump off
پرش، آغاز، شروع بحمله