فرهنگ آریان‌پور

شتابزده

#۱۲۵٬۴۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hurried

شتابزده، زود، هول هولکى، بى تامل، عجولانه، دستپاچه

۲

precipitant

شتابزده، جدا شدنى، تعلیق، شدنى، باعجله، عامل رسوب

۳

rash

تند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانه

۴

cursory

سرسرى، از روى سرعت و عجله، با سرعت و بى دقتى

۵

impetuous

بى پروا، تند و شدید