فرهنگ آریانپور
شتابزده
#۱۲۵٬۴۱۹
hurried
شتابزده، زود، هول هولکى، بى تامل، عجولانه، دستپاچه
precipitant
شتابزده، جدا شدنى، تعلیق، شدنى، باعجله، عامل رسوب
rash
تند، عجول، بى پروا، بى احتیاط، محل خارش یا تحریک روى پوست، جوش، دانه
cursory
سرسرى، از روى سرعت و عجله، با سرعت و بى دقتى
impetuous
بى پروا، تند و شدید