فرهنگ آریان‌پور

شتابزدگی

#۱۲۵٬۴۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۲

precipitance

(precipitancy =) ـ شتابزدگى، عمل یا فعالیت رسوبى، تعجیل بسیار

۳

precipitancy

(precipitance =) ـ شتابزدگى، عمل یا فعالیت رسوبى، تعجیل بسیار

۴

impetuosity

بى پروایى، تهور، تندى، حرارت