فرهنگ آریانپور
شتاب کردن
#۱۲۵٬۴۰۳
hie
شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن
hurry
شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى
hying
شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن
pelt
پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن
skeet
با سرعت حرکت کردن، شتاب کردن، فواره زدن آب، پرتاب کردن، انداختن، تمرین تیراندازى
skelp
(skelpit =) ـ ضربت، چابک، سیلى، شتاب کردن
whirry
(hurry =) ـ (اسکاتلند) شتاب کردن، بعجله حرکت کردن
skelpit
(skelp =) ـ ضربت، چابک، سیلى، شتاب کردن