فرهنگ آریان‌پور

شتاب کردن

#۱۲۵٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hie

شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن

۲

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۳

hying

شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن

۴

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۵

skeet

با سرعت حرکت کردن، شتاب کردن، فواره زدن آب، پرتاب کردن، انداختن، تمرین تیراندازى

۶

skelp

(skelpit =) ـ ضربت، چابک، سیلى، شتاب کردن

۷

whirry

(hurry =) ـ (اسکاتلند) شتاب کردن، بعجله حرکت کردن

۸

skelpit

(skelp =) ـ ضربت، چابک، سیلى، شتاب کردن