واژههای فارسی←شتاب کردن (2)فرهنگ آریانپورشتاب کردن (2)#۱۲۵٬۴۰۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hotfootسراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتنواژههای نزدیک در الفباشتاب زدگی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشتاب زدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشتاب سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشتاب عزیمت کردن - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشتاب کاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشتاب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر