فرهنگ آریان‌پور

شبنم

#۱۲۵٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dew

شبنم، ژاله، شبنم زدن، شبنم باریدن

۲

hoarfrost

شبنم یخ زده، سرما ریزه، پژه، اریز

۳

brume

مه، ابر، بخار، شبنم

۴

frost

ژاله، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه، گچک، برفک، سرمازدن، سرمازده کردن، از شبنم یا برف ریزه پوشیده شدن