فرهنگ آریانپور
اب پز کردن
#۱۲۵
poach
آب پز کردن (تخم مرغ با پوست)، فرو کردن، دزدکى شکار کردن، برخلاف مقررات شکار صید کردن، تجاوز کردن به، راندن، هل دادن، به هم زدن، لگد زدن، خیساندن، دزدیدن
pot roast
آب پز کردن، گوشت آب پز شده، گوشت سرخ شده در دیگ
scald
با آب گرم سوزاندن، آب جوش ریختن روى، تاول زده کردن، تاول، اثر آب جوش بر روى پوست، سوختگى، آب پز کردن
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن
stew
تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن
seethe
غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن
coddle
نیم پز کردن، آهسته جوشاندن یا پختن، با دقت زیاد به کارى دست زدن، نازپرورده کردن، نوازش کردن
fricassee
قرمه (ترکى)، راگوى گوشت پرنده، قلیه کردن، سرخ کردن