فرهنگ آریان‌پور

شبکه

#۱۲۴٬۹۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

plexus

شبکه، چیزهاى درهم پیچیده، پیچیدگى

۲

network

شبکه، شبکه تورى، شبکه ارتباطى، وابسته به شبکه

۳

netting

شبکه بندى، شبکه، تورى دوزى، تور سازى

۴

trellis

شبکه، داربست، چفته، داربست بستن

۵

reticule

شبکه، شبکه شطرنجى و امثال آن

۶

treillage

شبکه، داربست، چفته مو

۷

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۸

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۹

rete

صفحه اسطرلاب، مقام، شبکه

۱۰

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۱۱

grille

(grill =) ـ پنجره مشبک، شبکه، پنجره کوچک بلیط فروشها (در سینما و غیره)

۱۲

grating

چارچوب آهنى، شبکه، پنجره، تیز و دلخراش، گوشت ریز، ساینده

۱۳

lattice

کار مشبک، شبکه، شبکه بندى، شبکه کارى، تورى منظم

۱۴

reticulum

(جانور شناسى) نگارى، شیردان جانور نشخوار کننده، ساختمان شبکه اى، شبکه، (کالبد شکافى) بافت نگاهدارنده اعصاب، بافت همبند و مشبک

۱۵

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۶

lighthearted

زنده دل، شاد، بانشاط، خوش قلب، مشرور، بى غم، سبکبار