فرهنگ آریان‌پور

شایع شدن

#۱۲۴٬۷۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

prevail

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن

۲

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۳

stalk

خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه

۴

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۵

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن