فرهنگ آریان‌پور

شایستن

#۱۲۴٬۷۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۲

befit

برازیدن، درخور بودن، مناسب بودن

۳

merit

شایستگى، سزاوارى، لیاقت، استحقاق، شایسته بودن، استحقاق داشتن merits