فرهنگ آریان‌پور

شایان

#۱۲۴٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

considerable

شایان، قابل توجه، مهم

۲

worthy

شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور

۳

gigantesque

غول آسا، شایان، غول یا شخص بسیار بلند

۴

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۵

fitting

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم

۶

interesting

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest

۷

meritorious

شایسته، مستحق