فرهنگ آریانپور
شایان
#۱۲۴٬۶۸۰
considerable
شایان، قابل توجه، مهم
worthy
شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور
gigantesque
غول آسا، شایان، غول یا شخص بسیار بلند
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
fitting
مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم
interesting
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest
meritorious
شایسته، مستحق