واژههای فارسی←شاهد بودنفرهنگ آریانپورشاهد بودن#۱۲۴٬۶۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱see(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگرواژههای نزدیک در الفباشائبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشائبه - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشاباشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشابلونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشابه بسر - مرغابی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشابهت سایه وارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر