فرهنگ آریان‌پور

شانه‌ خالی‌ کردن‌ از کار مشکل

#۱۲۴٬۴۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک