فرهنگ آریان‌پور

شانه خالی کردن

#۱۲۴٬۴۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک

۲

quail

(جانور شناسى) بلدرچین، وشم، بدبده، شانه خالى کردن، از میدان دررفتن، ترسیدن، مردن، پژمرده شدن، لرزیدن، بى اثر بودن، دلمه شدن

۳

weasel

(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن