فرهنگ آریان‌پور

شانه

#۱۲۴٬۴۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

comb

شانه، شانه کردن، جستجو کردن، شانه اى

۲

heckle

شانه کردن، (مجازى) سخت بازپرسى کردن از، سوال پیچ کردن، به باد طعنه گرفتن، شانه

۳

shoulder

شانه، دوش، کتف، هر چیزى شبیه شانه، جناح، با شانه زور دادن، هل دادن

۴

scapula

(کالبد شکافى) شانه، کتف، استخوان کتف، کمربند شانه اى

۵

pitchfork

دوشاخه، چنگال، شانه، پنجه

۶

card

کارت، برگ، ورق، ورق بازى، گنجفه، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازى کردن، پنبه زنى، ماشین پرداخت پارچه card ـ (52)