فرهنگ آریان‌پور

شان

#۱۲۴٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

their

شان، خودشان، مال ایشان، مال آنها

۲

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۳

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۴

status

وضعیت، شان، شأن، وضع، حالت، حال، پایه، مقام

۵

dignity

بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار

۶

grandeur

بزرگى، عظمت، شکوه، شان، ابهت، فرهى

۷

importance

اهمیت، قدر، اعتبار، نفوذ، شان، تقاضا، ابرام

۸

hive

کندو، (مجازى) جاى کار و پر قیل و قال، مرکز تجمع، در کندو جمع کردن، اندوختن

۹

stature

قد، قامت، رفعت، مقام، قدر و قیمت، ارتفاع طبیعى بدن حیوان

۱۰

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن