فرهنگ آریان‌پور

شامل بودن

#۱۲۴٬۳۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

entail

مستلزم بودن، شامل بودن، فراهم کردن، متضمن بودن، در بر داشتن، حمل کردن بر، حبس یاوقف کردن، موجب شدن

۲

consist

مرکب بودن از، شامل بودن، عبارت بودن از

۳

contain

محتوى بودن، دارا بودن، در بر داشتن، شامل بودن، خوددارى کردن، بازداشتن

۴

embrace

در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، پذیرفتن، شامل بودن

۵

include

در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، قرار دادن، شمردن، به حساب آوردن، شامل شدن، در بر گرفتن، گنجاندن

۶

subtend

در زیر چیزى بسط یافتن، شامل بودن

۷

comprise

در بر داشتن، شامل بودن

۸

encompass

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دارا بودن، شامل بودن، دربرگرفتن، محاصره کردن

۹

involve

گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن