فرهنگ آریان‌پور

شالوده‌ کردن

#۱۲۴٬۳۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده