فرهنگ آریان‌پور

شالوده

#۱۲۴٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

foundation

شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه

۲

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده

۳

kernel

مغز، هسته، مغزهسته، خستو، تخم، دانه، هسته اصلى، شالوده

۴

texture

با فندگى، شالوده، بافته، پارچه منسوج، بافت، تار و پود، داراى بافت ویژه اى نمودن

۵

pedestal

پایه ستون، پایه مجسمه، شالوده، محور، روى پایه قرار دادن، بلند کردن، ترفیع دادن

۶

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى

۷

infrastructure

پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازى، زیربنا

۸

hard core

هسته اصلى، شالوده

۹

ground plan

نقشه اى که هم تراز زمین باشد، طرح عمومى، شالوده، طرح اساسى

۱۰

ground

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن groundwork nittygritty underpinning

۱۱

bedding

تخت خواب و ملافه آن، لوازم تختواب، بنیاد و اساس هر کارى، لایه زیرین، رشد کننده درهواى آزاد

۱۲

cornerstone

سنگ گوشه، نبشى، (مجازى) بنیاد، اساس