شالوده
#۱۲۴٬۳۵۴
foundation
شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه
base
پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده
kernel
مغز، هسته، مغزهسته، خستو، تخم، دانه، هسته اصلى، شالوده
texture
با فندگى، شالوده، بافته، پارچه منسوج، بافت، تار و پود، داراى بافت ویژه اى نمودن
pedestal
پایه ستون، پایه مجسمه، شالوده، محور، روى پایه قرار دادن، بلند کردن، ترفیع دادن
skeleton
کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى
infrastructure
پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازى، زیربنا
hard core
هسته اصلى، شالوده
ground plan
نقشه اى که هم تراز زمین باشد، طرح عمومى، شالوده، طرح اساسى
ground
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن groundwork nittygritty underpinning
bedding
تخت خواب و ملافه آن، لوازم تختواب، بنیاد و اساس هر کارى، لایه زیرین، رشد کننده درهواى آزاد
cornerstone
سنگ گوشه، نبشى، (مجازى) بنیاد، اساس