فرهنگ آریان‌پور

شاکی

#۱۲۴٬۳۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

complainant

شاکى، دادخواه، عارض، مدعى، خواهان

۲

actor

بازیگر، هنرپیشه، (حقوق) خواهان، مدعى، شاکى، حامى

۳

accuser

تهمت زننده، شاکى، مدعى

۴

squawker

جیغ زن، شاکى

۵

plaintiff

(حقوق) خواهان، دادخواه، عارض، شاکى، مدعى

۶

petitioner

دادخواست کننده، دادخواه، عرض حال دهنده، عارض، شاکى، عریضه نگار، متکلم

۷

prosecutor

(prosecution =) ـ تعقیب قانونى، پیگرد، پیگرد کننده، تعقیب کننده

۸

prosecution

(prosecutor =) ـ تعقیب قانونى، پیگرد، پیگرد کننده، تعقیب کننده