فرهنگ آریان‌پور

شاق

#۱۲۴٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tall

بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد

۲

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۳

severe

سخت، سخت گیر، طاقت فرسا، شاق، شدید

۴

onerous

سنگین، گران، شاق، دشوار، طاقت فرسا

۵

astringent

گس، قابض، جمع کننده، سفت، داروى قابض، سخت گیر، دقیق، طاقت فرسا، شاق، تند و تیز

۶

burdensome

گرانبار، سنگین، ناگوار، شاق، غم انگیز، ظالمانه

۷

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۸

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار

۹

killer

کشنده، قاتل

۱۰

arduous

دشوار، پر زحمت، پرالتهاب، صعب الصعود backbreaking

۱۱

labored

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن واژه هاى شامل labor

۱۲

fiendish

دیوسان، شیطانى

۱۳

grueling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۱۴

gruelling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۱۵

formidable

ترسناک، سخت، دشوار، نیرومند، قوى، سهمگین