فرهنگ آریان‌پور

شاغل بودن

#۱۲۴٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gig

هر چیز چرخنده، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، نوعى کرجى پارویى یا بادبانى، نیزه، (معنى مجازى) فرفره، چیز غریب و خنده دار، آدم غریب، شوخى، خنده دار، نیزه ماهى گیرى، قایق پارویى سریع السیر، با زوبین ماهى گرفتن، سیخ زدن، کردن، خوابدار کردن

۲

sit

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن

۳

occupy

اشغال کردن، سرگرم کردن، مشغول داشتن، تصرف کرد