فرهنگ آریان‌پور

شاغل

#۱۲۴٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

practitioner

شاغل، شاغل مقام طبابت یا وکالت

۲

working

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work

۳

occupier

اشغال کننده، ساکن

۴

operative

عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر

۵

workingman

کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر