فرهنگ آریانپور
شاغل
#۱۲۴٬۲۷۸
practitioner
شاغل، شاغل مقام طبابت یا وکالت
working
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work
occupier
اشغال کننده، ساکن
operative
عملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایر
workingman
کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر