فرهنگ آریان‌پور

شارندگی

#۱۲۴٬۲۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flux

سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار

۲

fluorescence

تشعشع ماهتابى، فلوئورسانس