فرهنگ آریان‌پور

اعلام‌ کردن (2)

#۱۲٬۴۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

vow

نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، عهد کردن مصرانه‌

۲

assert

دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن

۳

insist

اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن