فرهنگ آریان‌پور

شاخه

#۱۲۴٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bough

شاخه، ترکه، تنه درخت، شانه حیوان

۲

virga

شاخه، ترکه، عصا

۳

branch

شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب

۴

offshoot

شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق

۵

embranchment

شاخه، شعبه، انشعاب

۶

arm

دست (از شانه تا نوک انگشت)، بازو، شاخه، قسمت، شعبه، جنگ افزار، سلاح، اسلحه، دسته ى صندلى یا مبل، مسلح کردن

۷

limb

عضو، عضو بدن، دست یا پا، بال، شاخه، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرین

۸

wing

بال، پره، قسمتى از یک بخش یا ناحیه، (علوم نظامى) گروه هوایى، هر چیزى که هوا را بر هم مى زند (مثل بال)، بال مانند، زائده حبابى، جناح، زائده پره دار، طرف، شاخه، شعبه، دسته حزبى، پرواز، پرش، بالدار کردن، پردار کردن، پیمودن

۹

sprout

جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه

۱۰

tributary

خراجگزار، فرعى، تابع، شاخه، انشعاب

۱۱

bifurcation

تقسیم به دو شاخه، شکاف گاه، شاخه

۱۲

ramification

انشعاب، شاخه شاخگى

۱۳

scion

(cion =) ـ قلمه، نهال، ترکه، نو، تازه، نورسته، فرزند رده‌ بندی‌

۱۴

genre

نوع، قسم، جور، طبقه، دسته، راسته، جنس، طرز، طریقه

۱۵

phylum

(phylon =) ـ نژاد، قبیله، اجداد، سلسله، دودمان، راسته