فرهنگ آریان‌پور

شاخ زدن

#۱۲۳٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

butt

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف

۲

tup

شاخ قوچ، سندان، چکش، شاخ زدن، جفت گیرى کردن

۳

doss

خوابگاه، بستر، شاخ زدن، خوابیدن

۴

gore

خون بسته و لخته شده، خون، تکه سه گوش (در دوزندگى)، زمین سه گوش، سه گوش بریدن، شاخ زدن، با شاخ زخمى کردن، سوراخ کردن

۵

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن