فرهنگ آریانپور
اعلام
#۱۲٬۳۹۲
enunciation
اعلام، بشارت، مژده، مژدگانى
meld
(ورق بازى) ورق را رو کردن، اعلام
indiction
(بستن) مالیات پانزده ساله املاک، آگهى، اعلام، دوره پانزده ساله، ارزیابى
intimation
اشاره، آگاهى، خبر، اعلام
declaration
بیان، اظهار نامه، اعلامیه، اعلام، اعلان، اظهار
predication
اسناد، اطلاق، اظهار، اثبات، موعظه، اعلام
promulgator
(promulgation =) ـ اعلام، اعلام دارنده، ترویج acknowledgement
annunciation
آگهى، اعلام، بشارت، (با حرف بزرگ) عید تبشیر (عید 25 مارس مسیحیان)
indigitation
آگهى، اعلام، اظهار، اعلان، شمارش
promulgation
(promulgator =) ـ اعلام، اعلام دارنده، ترویج
proclamation
اعلان، آگهى، انتشار، بیانیه، اعلامیه، ابلاغیه
airing
هواخورى، با دادن، خشک کردن
broadcast
(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى
announcement
آگهى، اعلان، خبر
acknowledgment
سپاسگزارى، تشکر، اقرار، تصدیق، قبول، خبر وصول (نامه)، شهادت نامه