فرهنگ آریان‌پور

سینه

#۱۲۳٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

breast

سینه، پستان، آغوش، (مجازى) افکار، وجدان، نوک پستان، هر چیزى شبیه پستان، سینه بسینه شدن، برابر، با سینه دفاع کردن

۲

thorax

سینه، صدر، قفسه سینه

۳

bust

(past: busted, bust ; past participle: busted, bust) ـ مجسمه نیم تنه، بالاتنه، سینه، انفجار، ترکیدگى، خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن، بیچاره کردن

۴

chest

صندوق، یخدان، جعبه، تابوت، خزانه دارى، قفسه سینه chest زننده‌

۵

bosom

آغوش، سینه، بغل، بر، پیش سینه، با آغوش باز پذیرفتن، در آغوش حمل کردن، رازى را در سینه نهفتن، داراى پستان شدن (در مورد دختران)

۶

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن

۷

tit

تلافى، ضربه، یابو، دختر یا زن، نوک پستان، ممه