فرهنگ آریان‌پور

سینما - پرده -

#۱۲۳٬۸۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

screen

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن

۲

silver screen

(زبان عامیانه، آمریکایى) سینما، پرده سینما