فرهنگ آریان‌پور

سینما

#۱۲۳٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cinema

سینما

۲

motion picture

سینما

۳

film

فیلم، غشا، پرده نازک، فیلم عکاسى، فیلم سینما، (در جمع) سینما، غبار، تارى چشم، فیلم برداشتن از

۴

flick

(movie =) ـ (معمولاً به صورت جمع) سینما، ضربت آهسته و سبک با شلاق، تکان ناگهانى، تلنگر، تکان دادن، بریدن، قطع کردن

۵

screen

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن screen خودمانی‌

۶

cinematograph

آپارات فیلم، دوبین فیلم بردارى، سینما

۷

silver screen

(زبان عامیانه، آمریکایى) سینما، پرده سینما movie theater

۸

moving picture

(motion picture =) ـ فیلم سینما، سینما