فرهنگ آریان‌پور

سیم‌ کشی‌ کردن

#۱۲۳٬۷۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

wire

سیم، تلگراف، سیم کشى کردن، مفتول، سیم تلگراف، مخابره کردن