فرهنگ آریان‌پور

سیم تلگراف

#۱۲۳٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wire

سیم، تلگراف، سیم کشى کردن، مفتول، سیم تلگراف، مخابره کردن

۲

cable

کابل، طناب سیمى، طناب سیمى ضخیم، سیم تلگراف، سیم کشى کردن، تلگراف کردن، شاه سیم

۳

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)