فرهنگ آریان‌پور

سیم

#۱۲۳٬۶۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

cord

سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر

۲

wire

سیم، تلگراف، سیم کشى کردن، مفتول، سیم تلگراف، مخابره کردن

۳

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۴

chord

عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم

۵

Silver

نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن

۶

argent

(ک.) نقره، سیم، سفیدى، پول نقره

۷

string

(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن

۸

silver

نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن