فرهنگ آریانپور
سیل زده کردن
#۱۲۳٬۶۰۵
inundate
سیل زده کردن، از آب پوشانیدن، زیر سیل پوشاندن، اشباع کردن
drown
غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
deluge
سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز