فرهنگ آریان‌پور

سیل زده‌ کردن

#۱۲۳٬۶۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

inundate

سیل زده کردن، از آب پوشانیدن، زیر سیل پوشاندن، اشباع کردن

۲

drown

غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن

۳

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن

۴

deluge

سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن

۵

overflow

سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز