فرهنگ آریان‌پور

سیل

#۱۲۳٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن

۲

deluge

سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن

۳

inundation

سیل آب گرفتگى

۴

food tide

سیل، طغیان آب

۵

flux

سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار

۶

spate

طغیان رود، سیل، سیلاب، رگبار، تعداد خیلى زیاد، هجوم بى مقدمه، سیل کلمات

۷

overflow

سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز

۸

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن