فرهنگ آریانپور
سیل
#۱۲۳٬۵۹۰
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
deluge
سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن
inundation
سیل آب گرفتگى
food tide
سیل، طغیان آب
flux
سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار
spate
طغیان رود، سیل، سیلاب، رگبار، تعداد خیلى زیاد، هجوم بى مقدمه، سیل کلمات
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز
seal
(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن