فرهنگ آریان‌پور

اعطا کردن

#۱۲٬۳۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

endow

اعطا کردن (به)، (به صیغه اسم مفعول) دارا، چیزى را وقف کردن، وقف کردن، موهبت بخشیدن به

۲

vest

جلیقه، زیرپوش کشباف، لباس، واگذار کردن، اعطا کردن، محول کردن، ملبس شدن

۳

award

جایزه، راى، مقرر داشتن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن

۴

grant

اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن

۵

patent

آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ

۶

vouchsafe

تفویض کردن، لطفاً حاضر شدن، پذیرفتن، تسلیم شدن، عطا کردن، بخشیدن، اعطا کردن

۷

bless

(past: blessed, blest ; past participle: blessed, blest) ـ تقدیس کردن، برکت دادن، دعا کردن، مبارک خواندن، با علامت صلیب کسى را برکت دادن

۸

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۹

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۱۰

confer

همرایزنى کردن، اعطاء کردن، مشورت کردن، مراجعه کردن

۱۱

concede

واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن

۱۲

contribute

اعانه دادن، شرکت کردن در، همکارى و کمک کردن، هم بخشى کردن