واژههای فارسی←اعضای حسیفرهنگ آریانپوراعضای حسی#۱۲٬۳۴۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sense organعضو حس، عامل احساسواژههای نزدیک در الفبااعضاء تناسلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاعضای اصلی یک سازمان نظامیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاعضای تناسلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاعضای جلسه روحانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاعضای حرکتی - ابتلاء -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاعضای حسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر