فرهنگ آریان‌پور

سیرکننده

#۱۲۳٬۴۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار square به‌ طور زننده‌

۲

sugary

شکرى، قندى، قنددار، شیرین، ملیح، شیرین زبان