فرهنگ آریان‌پور

سیر کردن

#۱۲۳٬۳۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

cloy

سیر کردن، بى رغبت کردن، بى میل شدن

۲

sate

سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن

۳

satiate

سیر کردن، فرو نشاندن، اشباع شدن، اقناع شدن

۴

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۵

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۶

roam

پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى

۷

englut

بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن

۸

revolve

چرخیدن، گردیدن، گردش کردن، سیر کردن، دور زدن، تغییر کردن

۹

assuage

آرام کردن، تخفیف دادن