فرهنگ آریانپور
سیر کردن
#۱۲۳٬۳۷۷
cloy
سیر کردن، بى رغبت کردن، بى میل شدن
sate
سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن
satiate
سیر کردن، فرو نشاندن، اشباع شدن، اقناع شدن
fill
پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن
glut
پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن
roam
پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى
englut
بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن
revolve
چرخیدن، گردیدن، گردش کردن، سیر کردن، دور زدن، تغییر کردن
assuage
آرام کردن، تخفیف دادن